سيد محمد دامادى
273
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
عرش روانى كه ز تن رستهاند * شهپرِ جبريل ، به دل بستهاند بر خوانِ عنكبوت كه بريان مگس بود * شهپِّر جبرئيلِ مگس رانت آرزوست [ سعدى ] هماىِ زلفِ شاهين شهپرش را * دلِ شاهانِ عالَم زيرِ پا باد [ 2 / 100 ] شهپرِ زاغ و زغن زيباىِ صيد و قيد نيست * اين كرامت همرهِ شهباز و شاهين كردهاند شكرِ خدا كه باز در اين اوجِ بارگاه * طاووسِ عرش مىشنود ، صيتِ شهپرم [ حافظ ] دولت ، از مرغِ همايون طلب و سايهء او * زان كه با زاغ و زغن شهپرِ دولت نبود [ حافظ غزل 213 / 6 ص 442 ] جبرئيل ؛ نام فرشتهء وحى ، نام فرشتهء مقرّب ، فرشتهيى است كه پيك حضرت است . [ منتهى الارب ، مهذّب الأسماء ] جبر به معنى عبد وايل به معنى خدا است و بر روى هم ، به معنى بندهء خدا است [ المعرّب جواليقى ص 327 ] با يتيمى چو مصطفى مىساز * چه كنى جبرئيل اتابكِ تُست [ خاقانى ] در « لغت نامه » « تا يتيمى » آمده است إمامِ رُسل ، پيشواى سبيل * امينِ خدا ، مهبطِ جبرئيل [ خاقانى ] چو روىِ پرستيدَنَت بر خدا است * اگر جبرئيلت نبيند ، روا است [ بوستان ] بزد طبل و بانگى ز طبلِ رحيل * بر آمد چو بانگِ پرِ جبرئيل [ نظامى ]